hasibo
 
لطفا قبل از هر اقدامي حتما درباره وب رو مطالعه كنيد!!!

زمانِ ما کارنامه‌ها یه نمره‌ای توش داشت،

الان خوب بد عالی داره،

فکر کنم تو نسل بعدی از اینا داشته باشه :-):- (; -):O :-* :-|


برچسب‌ها: نمره, کارنامه
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ توسط aliedge

به به میبینم که با تموم شدن امتحانات علی ادجمون برگشته

ولکام بک



برچسب‌ها: علی ادج, بازگشت, امتحان

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo
تازگی ها که دارم تلویزیون نگاه میکنم،

 احساس میکنم ۹۰% ایرانی ها مشکل چاقی دارن!!

 اون ۱۰% باقی مونده هم مشکل درست کردن کباب رو دارن!!

یعنی زندگی بدون مشکل توی همین ۲تا خلاصه میشه :تن تاک و پلین!

اصن یه وضی :|


برچسب‌ها: تن تاک
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ توسط aliedge

نمیدونم چرا حتی وقتی ساعت 9 شب نیت میکنم برم بخوابم

بازم تا 1 بیدارم



برچسب‌ها: خواب, کسر خواب, شب
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

رفتم نمایشگاه کتاب

5 تا آفریقایی دیدم

چقدر خوشگل بودن

نخند جدی میگم

من کلا خیلی ازشون خوشم میاد

یعنی در واقع برام عجیبن!

دوس دارم برم جلو بهشون دست بزنم ببینم جنسشون چیه؟

رنگ میدن یا نه؟

شاید آخرش با یه آفریقایی ازدواج کردمD:

البته فک نکنین رفتم فقط آفریقایی دیدما!!!

جلد دوم یه کتاب هم که خیلی وقت بود دنبالش میگشتمو پیدا کردم



برچسب‌ها: کتاب, افریقایی, جنس, رنگ

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

خدایی که من میپرستم واسه من جهنم نساخته که منو بندازه اون تو تا جزغاله شم

خدای من همون خداییه که با همه ی گناهانم وقتی میرم اون دنیا روبروم واستاده

زل میزنه تو چشمام و بهم میگه:"این جسمی که به شما دادیم امانت بودا!!!"

اون وقت منم با گذروندن تمام خیانتهایی که در حق این امانت کردم از فکرم

سرمو میندازم پایین

همین سری که پایین انداختم

همین فکر به خیانتهایی که کردم

همین مرور اعمالم

همین شرمندگی

همین بغضی که فرو بردم

همین که روم نشه برگردم تو چشماش نگاه کنم

واسه من جهنمه

جـــــــــــهــــــــــــــــــــنـــــــــــــــــــــــــم!!!



برچسب‌ها: خدا, اعمال, من, جهنم
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

                                                

شتر در خواب بیند پنبه دانه

                                    گهی لپ لپ خورد, گاهی پیراشکی


                       


برچسب‌ها: شتر, شعر, لپ لپ, خودم نوشت
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

بعضیا معلوم نیست چه فکری کردن که این لباسا رو می پوشن!

بعضیام وقتی یه لباسایی رو می پوشن معلوم نیست چه فکری میکنن!

عمرا نفهمیدی چی میگم

میدونم

برو ادامه تا توضیح بدم...


برچسب‌ها: لباس, رفتار, بعضیا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

مهمترین سوالی که الان واسم مطرحه اینه که

مجموعه ی به اون خوبی چرا انقدر بد تموم شد؟؟؟

آخرش افتضاح بود

خب دیگه بالاخره نبرد با شیاطین(دیموناتا)رو تموم کردم

حالا میرم اون یکی سرزمین اشباح رو ادامه بدم



برچسب‌ها: مطالعه, کتاب, سرزمنی اشباح, نبرد با شیاطین
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

امروز هم تولد خالمه هم دختر خالم هم پسته خندون

مبارکه

فک کنم دومین نفر از دوستان مجازی که تاریخ تولدش یادم نره همین پسته خندونه


هی زشتترین دختر خاله ی دنیا تولدت مبارک



برچسب‌ها: تولد, خاله, دختر خاله, پسته خندون
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

بعضی وقتا حس میکنم شدیم مثل اهالیه خنزر کلا

که خودمونو حبس کردیم

از چیزیای خوب بدمون میاد و از چیزای بد خوشمون میاد

حاضریم پول بدیم اکسیژن بخریم ولی درخت نکاریم


آهان یادم رفت بگم خنزر کلا نام شهری در انیمیشن لوراکسه

حالا برو انیمیشنه رو ببین


نمونش همین ریختن زباله توی طبیعت

قطع بی رویه درختان و نابودیه جنگلها

اینم واسه درک بهتر:))


برچسب‌ها: خنزرکلا, خنزر, من بد نیستم, لوراکس
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

راستی به شدت هم از شبکه ورزش گله مندم

دو تا مجری گذاشتن هی فک بزنن چرت بگن و مخ مارو بخورن

بعد مراسم رو خودشون ببینن واسه ما تعریف کنن

یعنی اونا چشم و دلشون پاکه و ما .................!!!

اونم چی!؟

زنه لباس پوشیده تا نوک انگشت پاشه بازم نشونش نمیدن

بازم خدا پدر و مادر عادل رو بیامرزه که تا برنامش شروع شد

ذوق کردیم که آخ جون این عین آدم نشون میده

والا!!!

با همه این حرفا بازم خوشحالم:))))


برچسب‌ها: خاک تو سرشون, مجریای مسخره
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

خیلی خوشحالم

دیشب شب خیلی خوبی بود

دادن توپ طلای نمادین به پله

انتخاب شدن یوپ

و در نهایت و از همه مهمتر

کریس رونالدو

وای خدا چقدر ذوق کردم

پا به پاشم گریه کردم از خوشحالی

توی این اوضاع الانم واقعا حس خوبی بهم داد



برچسب‌ها: مراسم, توپ طلا, کریس, یوپ
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

چند تا؟

شند تا؟

شنتا؟

شنتیا؟

اینو داشته باش...

حالا من اگه سه تا بچه داشته باشم اسماشونو میزارم:

1.سپنتا

2.شنتیا

3. پونزه تا

حالا به ترتیب صداشون کن!!!



برچسب‌ها: اسم, شنتیا, سپنتا, پونزه تا
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

( اگر حوصله داشتید شرکت کنید، تو قسمت نظرات بگید که بقیه دوستان هم برن تو وبلاگتون و بخونن...) 

اگه ماهی از سال بودم:خرداد ؛ اصلا هواش که لایک داره هیچ خودمم خردادی ام دیگه


اگه یه روز هفته بودم: جمعه؛ چون روز جمع آوریه نیروئه واسه از سر گرفتن هفته

اگه یه عدد بودم: 12 یا 7

اگه یه همراه بودم: یه انسان مثل همینی که هستم

اگه یه نوشیدنی بودم: آب پرتقال

اگه یه گناه بودم: خشونت(به نظر من گناهه)

اگه یه درخت بودم: بید مجنون

اگه یه گل بودم: میمون:)

اگه آب و هوا بودم: بارونی

اگه یه رنگ بودم: قرمز یا سبز

اگه یه پرنده بودم: شاهین

اگه یه صدا بودم: صدای پای آب

اگه یه فعل بودم: هستم

اگه یه خیابون بودم:  ... خیابانه شهید هاسیبو:)(خیلی مسخره اس اسم شهید بزاری رو خیابون)
اگه یه پنجره بودم: پنجره ای رو به آسمان

اگه تاریخ بودم:  22 بهمن:)) (از درس تاریخ بدم میاد:))) تاریخ هخامنشیان اصلا این چه سوالیه؟

اگه یه فیلم بودم: دیگران!!!(کاش جای این انیمیشن بود)

اگه پزشک بودم: روانپزشک

اگه یه وسیله آشپز خونه بودم: یخچال

اگه یه ساز بودم:  سه تار/ویولن

اگه یه کتاب بودم: لرد لاس(شک نکن)

اگه شعر بودم: دستاتو میبوسم می پرستم بابا***از خودم از دنیا خیلی خستم بابا

اگه یه اسم بودم: .....شرمنده اینو نمیگم

اگه طبیعت بودم: یه رود

اگه یه حس بودم: شادی

اگه یه بازی بودم: دومینو

اگه یه بیماری بودم: آسم

اگه یه ناسزا بودم: حمال

اگه یه حیوون بودم: گرگ

اگه حکم دادگاه بودم: اعدام

اگه یه میوه بودم:  پرتقال

اگه یه هنر بودم: عکاسی

اگه یه جاده بودم: هراز

اگه یه وبلاگ بودم: hasibo

اگه یه لباس بودم: شالگردن

اگه مدل مو بودم: مصری:))

اگه یه کفش بودم: یه اسپرت مشکی

اگر یک مغازه بودم: بقالی


برچسب‌ها: اگه, بودم, من
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

بابت غیبت معذرت

سیستمم حالش از خودم بدتره

فعلا کار نمیکنه

یعنی کار میکنه ها

ولی با یه مکافاتی!!!

سعی میکنم سر حالش بیارم

بهتر شد میام


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

چند وقته تو آينه كه نگاه ميكنم خودمو نميبينم

هر دفعه يه چيز ميبينم

يه بار حس ميكنم عين مرده هاي متحرك مي مونم

يه بار فكر ميكنم چقدر خوشگلم

يه بار ديگه حس ميكنم طرف توي آينه معتاده اصلا

دفعه بعد حس ميكنم چقدر چاق شدم

بار ديگه ميبينم چشمام چقدر شيطاني شده

كلا يه مدته تو توهم سر ميكنم

و نميدونم چرا توهمم فقط تو آيينه خودشو نشون ميده



برچسب‌ها: توهم, آيينه, من, خودم
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

والا من هر شب موقع خواب كلي مطلب جالب دارم واسه آپ كردم

فقط نميدونم چرا صبح كه بيدار ميشم هيچ كودومش نيس

الان من مطلب يادم نمياد آپ كنم

كي پاسخگوئه؟؟؟


برچسب‌ها: آپ, شب, خواب, مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

من چيزي بيش از گوشت و استخوانم

من يك روح، نيرو و قدرت هستم

بخشي از كتاب جزيره گرگها(دارن شان)


برچسب‌ها: من, جسم, روح, دارن
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

يه داستان نوشتم

خيلي ترسناك نيست

ولي يه جورايي گذشته ي دو داستان قبلمه مثلا!!!

البته فقط چركنويس شده

نه ويرايش شده نه جمله بندياش درسته نه هيچي ديگه!

فقط نوشتمش

منتظرم امتحاناتون تموم شه تا بزارمش



برچسب‌ها: داستان, خودم نوشت, خروس
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo
توی حموم کلی با شیر آب گرم و سرد ور میری؛ :wassat: 
دمای آب که ردیف شد تا میری زیر دوش :happy: 
یکی یه شیر آب گرم رو تو خونه باز میکنه :pouty: 
حرارت آب یهو میره زیر صفر درجه! :w00t: 
دوباره تا میای حرارت رو تنظیم کنی؛ 
همون شیر رو میبنده زیر دوش آب پز میشی ..! :cwy: 
و این داستان همیشه ادامه داره ……   :pouty:


برچسب‌ها: حموم, آب, گرم, سرد
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

مسکینی دیدم که با کفش پاره ،    

شکر میکرد خدا را

گفتم که کفش پاره، شکر خدا ندارد!


 گفتا که شاکری را دیدم که پا ندارد






برچسب‌ها: مسكين, شكر, خدا, كفش

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

از مخترعين عزيز تقاضا دارم يه چيزي شبيه به اين



ولي بافتني رو اختراع كنن

كه هم صورت آدم گرم شه و قيافش هم معلوم باشه


برچسب‌ها: اختراع, لباس, گرم
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

عكاسش كو؟؟؟


برچسب‌ها: عكس, حيوون, عكاس
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

يكي از بچه ها يكي از عكساي وال اي رو گذاشته بود

دلم واسش تنگيد

گفتم منم كه عاشق نگاه كردنشم يه عكس ازش بزارم



برچسب‌ها: عكس, وال اي
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

خبر خوب اينكه تاييد نظرات بالاخره تموم شد

ولي گردنم و دستم فلج شد


مرسي دوستان اين لطف شما رو ميرسونه



برچسب‌ها: خبر, نظر, تشكر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

ميگن آدمي كه خواب باشه صداش كني ميتونه از خواب پاشه

ولي خب بعضيام خودشونو زدن به خواب

اينارو ديگه نميشه كاري واسشون كرد



برچسب‌ها: خواب, غفلت, بيداري, اجباز
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

هيچي به اندازه در آوردن حرص رفيق حال آدمو جا نمياره


به افتخار تمامه رفقايي كه از دستم حرص ميزنن



برچسب‌ها: حرص, رفيق, به افتخار
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo

به مدت 30 ثانيه

به نقطه ي قرمز وسط تصوير نگاه كنيد

سپس به يك ديوار سفيد نگاه كنيد و پلك بزنيد



شناختي؟؟؟

تقديم به دوست خوبم فرناز


برچسب‌ها: عكس, فرناز, تقديم
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲ توسط hasibo
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک