hasibo
 
لطفا قبل از هر اقدامي حتما درباره وب رو مطالعه كنيد!!!

درویشی به دهی رسید.جمع کدخدایان را دید.

آنجا نشسته و گفت:درخواست مرا اجابت کنید وگرنه با این ده همان میکنم که با آن ده دیگر کردم.

ایشان بترسیدند و گفتند:مبادا ساحری باشد و اﺯ او خرابی به ده ما رسد.....

آنچه خواست بدادند.

بعد اﺯ آن پرسیدند که با آن ده دیگر چه کردی؟

گفت:آنجا سوالی کردم چیزی ندادند,به اینجا آمدم.

اگر شما نیز چیزی نمی دادید به دهی دیگر می رفتم...


برچسب‌ها: درویش, ساحر, کدخدا, ده
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۲ توسط soto
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک